تبليغاتX
کرم کتاب

حتا حالا هم که مثلن فکر می‌کنم به تو فکر نمی‌کنم دارم به تو فکر می‌کنم!

:: دوشنبه 1388/11/19 - کرم کتاب


زیاد هم لازم نیست باهوش باشی برای این‌که بفهمی " بعدن عزیزم" یعنی " هرگز"!

:: پنجشنبه 1388/11/08 - کرم کتاب


چیزهای شکو
ه‌مند معمولن فقط ظاهری فریبنده دارند و مانند تزئینات صحنه‌ی تئاتر آراسته شده‌اند اما فاقد جوهرند. صدای شلیک توپ، چراغانی، نوای طبل و شیپور، فریادهای شادی و جز این‌ها، همه مانند تابلوی تبلیغات، گویی نشانه و هیروگلیف شادی‌اند. اما خود شادی را در آن‌ها نمی‌توان یافت. شادی تنها میهمانی است که دعوت به این جشن را رد کرده است.

این میهمان اگر در جایی ظاهر شود، معمولن بدون دعوت و سرزده آمده است، به‌طور طبیعی، غیررسمی، چه‌ بسا بدون سروصدا و پنهانی، غالباً به مناسبت‌های بی‌اهمیت و ناچیز و در شرایط روزمره، آری شادی در همه‌جا ظاهر می‌شود جز در موقعیت‌های درخشان و افتخارآمیز: شادی مانند طلا در استرالیا بر حسب تصادف در این‌جا و آن‌جا بدون قاعده و قانونی پخش شده است و معمولن به صورت ذرات بسیار کوچک و به ندرت به شکل توده‌های بزرگ یافت می‌شود.*
*در باب حکمت زندگی- آرتور شوپنهاور-انتشارات نیلوفر

:: چهارشنبه 1388/11/07 - کرم کتاب


کمال‌بانو در شهربانو!

:: دوشنبه 1388/11/05 - کرم کتاب


عشق یعنی مینی‌بوس خسته‌ای که روی شیشه عقب‌ش نوشتن سوسانو!

:: یکشنبه 1388/11/04 - کرم کتاب

خاطرات خوب‌مان به چه دردم می‌خورد وقتی قرار است دم به دم اشک به چشم‌های‌م بياورند!

:: پنجشنبه 1388/11/01 - کرم کتاب


من با استعداد بودم. بعضی وقت‌ها به دست‌های‌م نگاه می‌کنم. فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست شوم. یا یک چیز دیگر. ولی با دست‌های‌م چه‌کار کرده‌ام؟ یک جای‌م را خاراندهvاند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند وغیره. دست‌های‌م را حرام کرده‌ام. همین‌طور ذهن‌م را.*
*عامه پسند- چارلز بوکفسکی


:: دوشنبه 1388/10/28 - کرم کتاب


گاهی برای شروع باید همه چی را تموم کرد، حتا اگر دل‌مان نخواهد.

:: شنبه 1388/10/26 - کرم کتاب


چه خسته‌ام از این روزهای نارنجی انتظار که نه راه پس دارم و نه راه پیش!


:: پنجشنبه 1388/10/24 - کرم کتاب


دوست دارم
زمینی باشم
در دل‌م بروید نخود و ذرت و گندم
کاش زمینی بودم
دل‌خوشی این مردم.
وقتی تو نیستی
بلاتکلیف‌‍م
مثل گل آفتاب‌گردان
در روزهای ابری.*
*محمد آشنا

:: سه شنبه 1388/10/15 - کرم کتاب

کجاست جای تو در جمله زمان که هنوز...

که پیش از این،
               که هم اکنون،
                                که بعد از آن،
                                                که هنوز...
و با چه قید بگویم که دوستت
دارم؟!

که تا ابد،
           که همیشه،
                           که جاودان،
                                        که هنوز...

:: یکشنبه 1388/10/13 - کرم کتاب


ای بی‌خبر از سوخته و سوختنی
عشق آمدنی بود، نه آموختنی*
*سنایی


:: چهارشنبه 1388/10/09 - کرم کتاب


عشق آمد و آفتابی‌ام کرد
با این همه ابــر آبی‌ام کرد

:: شنبه 1388/10/05 - کرم کتاب


بالاخره کشتم‌ت!

:: جمعه 1388/10/04 - کرم کتاب


تو نیستی،
و من به تو که فکر می‌کنم
ذهن‌م آفتابی می‌شود و دل‌م ابری!


:: دوشنبه 1388/09/30 - کرم کتاب


در روزهای سرد، دل‌م با یک فنجان چای داغ هم گرم می‌‌شود!

:: پنجشنبه 1388/09/26 - کرم کتاب


امروز صبح آزادی قفل شد.


:: چهارشنبه 1388/09/25 - کرم کتاب


بسمه تعالی

سال‌روز شانزده آذر، روز استکبار ستیزی دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران در دوره سیاه رژیم ستم‌شاهی و روز دانشجو را گرامی داشته و اعلام می‌دارد این حماسه جاودانی دانشجویان فهیم که با تقدیم سه قربانی بزرگ بر علیه نقشه‌های شوم انگلیس و آمریکا همراه بوده، در جامعه ما آن‌گونه که باید در تاریخ ثبت نگردیده و این واقعه به لحاظ ماهیت استکبار ستیزی آن سرآغاز جنبش دانشجویی کشور است که باید زنده نگه داشته شود. دانشگاه تهران مهد این حماسه پرشکوه که مورد توجه همه جریان‌های سیاسی است، در پی حوادث هفته اخیر در صحن مقدس دانشگاه، اعلام می‌دارد که هر اقدامی که شأن و منزلت دانشگاه و دانشگاهیان را مخدوش نماید محکوم نموده و مجدداً تاکید می ‌نماید دانشگاه محل حضور دانشگاهیانی است که در جهت اعتلای علم و اخلاق و پژوهش گام برمی‌دارند و خواستار حفظ حرمت و قداست آن می‌باشند.‌
تاریخ: 21 آذر 1388
لینک: http://ut.ac.ir/fa/news


:: دوشنبه 1388/09/23 - کرم کتاب


به آرامی آغاز به مردن می
کنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به صداهای زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن میكنی
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی،
وقتی نگذاری ديگران به تو كمک كنند.

به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر برده  عادت
‌های خود شوی،
اگر هميشه از يک راه تكراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی،
اگر رنگ
های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشم
هایت را به درخشش وا میدارند،
و ضربان قلب
ت را تندتر می‌‌‌‌‌‌كنند،
دوری كنی.


تو به آرامی آغاز به مردن می
كنی
اگر هنگامی كه با شغل
ت، يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای اطمینان در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی كه حداقل يک بار در تمام زندگی
‌ات ورای مصلحت انديشی بروی.

امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن!*
*پابلو نرودا، ترجمه احمد شاملو

:: شنبه 1388/09/21 - کرم کتاب


سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست و هر دو هم از پایه خراب است!


:: سه شنبه 1388/09/17 - کرم کتاب


اولین شونزده آذری‌ه که توی دانشگاه نیستم:(


:: دوشنبه 1388/09/16 - کرم کتاب


نه فقط خردمندی قرون گذشته٬ بلکه دیوانگی‌های آن‌ها نیز در ما به جا می‌ماند. خطر بزرگی‌ست که وارث دیگران باشیم.*
*فردریش نیچه
:: یکشنبه 1388/09/08 - کرم کتاب


لامصب نمی‌‌دونی اون برق برق زدن چشم‌هات چه‌کارم می‌‌کنه!!!

:: جمعه 1388/09/06 - کرم کتاب


باران بی‌‌قراری می‌‌بارید
باران و برف
گفتیم تر نشویم
پناهی جستیم
در آب چاه بسته و تاریکی پنهان شدیم.*
*هر از گاهی بنشین- فریبا منتظر ظهور- انتشارات مروارید

پ.ن: سرنوشت مفهوم مزخرفی‌ست برای به گردن نگرفتن تقصیر.

:: جمعه 1388/09/06 - کرم کتاب


ورق‌ها را که بر می‌زدی
می‌دانستم دل آس و پاس‌م
گشنیزی هم نمی‌ارزد برای تو
ورق‌ها را که می‌چیدی
هنوز کنارم بودی
فاصله‌ی دل‌هامان را اما،
سربازی مشق قدم آهسته می‌کرد.

[] [] []

بر بستر گناهی تازه
خواب تو را می‌‌بینم
بیدار می‌شوم
رد انگشتان‌ت
بر ملافه‌ها جا مانده است.*
*ماه میهمان چشمان تو بود- فریاد شیری- انتشارات مروارید


:: پنجشنبه 1388/09/05 - کرم کتاب