بعضی وقتا او این مملکت باید لیاس جنگ پوشید. فقط همین راه جواب میده! مثل امروز...
::
دوشنبه
1390/10/26 - کرم کتاب
چه خوبه که هوا داره سرد میشه!
جون میده واسه گر گرفتن.
::
شنبه
1390/10/24 - کرم کتاب
“... با هم به اين ميدان شهر كهنه آمده بوديم. روزهای قبل از كريسمس هم بود كه در كنار ميدان كاج عظيمی هم به پا كرده بودند با لامپهای رنگی و بساطها. مجسمه يان هوس، مصلح مذهبی را هم بهت نشان دادم كه در برابر ظلم حاكمان، دست در دست با كليسای كاتوليک آن زمان (قرن چهاردهم ميلادی) ايستاد و گرفتند و سوزاندنش به جرم الحاد، و بر پايه مجسمهاش كلام معروف او نقش بسته كه ”ايمان دارم كه مردم بار ديگر زمام حكومت بر خويش را در دست خواهند گرفت ...” كه ما گفتيم باشد ... با شما اين ميدان را طی كرديم و رفتيم قدري آنورتر، جنب كليسای بزرگ نيكلاس مقدس كه سر نبش ساختمانی مجسمه سر و كله كافكا نصب هست. ايشان در آنجا، در يكی از طبقههای بالای ساختمان به دنيا آمده بود. شما زير اين كلهی مجسمه عكس هم داری، با پالتو بارانیات و فضا هم قدری دلگير و كافكايیست ... يادت هست آن بارانیهايی را كه دوران نوجوانی به صد تومان میخريديم كه به آدم - البته پيش خود آدم - هيئت و حس مردان تنهای بارانیپوش فيلمهای عاشقانه را می داد؟ ...”
بخشی از "ميدانِ شهر كهنه" نوشته پرويز دوايی- شماره 91 فصلنامه نگاه نو
::
جمعه
1390/10/23 - کرم کتاب
رفتن بهطور رسمی از همین امروز شروع شد.
::
پنجشنبه
1390/10/22 - کرم کتاب
امروز نیمی از من گم شد: کمی خوشحال و بسیاری غمگینم.
::
سه شنبه
1390/10/20 - کرم کتاب
در حال برداشتن گامی بلند به دوران ما قبل تاریخ هستیم.
::
شنبه
1390/10/17 - کرم کتاب
هیچ چیز مثل خندیدن با یک دوست قدیمی دل آدم را شاد نمیکنه!
::
چهارشنبه
1390/10/14 - کرم کتاب
نمیدونم چرا کلاس فرانسه را یهو ول کردم٬ چرا دلم نخواست برم سر کار٬ چی شد که حتا خرید هم حالم را خوب نمیکنه و قرار با دوستای دبیرستان هم٬ چرا ۳۰۰ تا عکسهای آرشیو شده قدیمیم را چاپ کردم٬ چرا الکی غمگینم و ...
این روزها نشستم تو خونه و وقتم را به معنای واقعی کلمه به بطالت میگذرونم٬ گاهی که عشقم میکشه یه تست ریدینگ یا لیسنینگ میزنم. پیادهروی تو پارک نزدیک خونه و بالاخره یادگرفتن شنا تو این سن و سال تنها هیجان این روزهامه. البته به شدت هم استرس دارم: استرس رفتن و دل کندن از مامان و بابا و زندگی تو یک کشور دیگه که ازش هیچی نمیدونم٬ و این امتحان آیلتس هم شده قوز بالای قوز. هرچه که بیشتر به رفتن فکر میکنم٬ بیشتر٬ موندن را دوست دارم. برادرم میگه این یکی از مراحل مزخرف پروسه دردناک رفتنه که آدم دلش میخواد سرش را بکوبه به دیوار و بیخیال همه برنامهریزیهای کوتاهمدت و بلندمدتش بشه و خودش را دوباره پرت کنه تو روزمرگیها گذشتهش.
فکر کنم بعد از این مرحله قراره با خودم کنار بیام که از عهدهش بر میام و زندگی دوباره بیفته رو دور و شاید روزمرگیها یک جای دیگه و با یک شکل جدید شروع بشن. ولی تنها چیزی که برام جالبه٬ یادگرفتن زندگی کردن تو ۲۹ سالگیه٬ چون ۲۹ سال پیش اصلن یادم نیست چهطور با دنیا کنار اومدم.
::
سه شنبه
1390/10/13 - کرم کتاب
These days, I try to see too much blue sky ahead
::
دوشنبه
1390/10/12 - کرم کتاب
و خداوند زمین و آسمان را آفرید…
و ساخت بقیه چیزا رو به چین واگذار کرد!
::
دوشنبه
1390/09/28 - کرم کتاب
ميز اگر بودم
خاک ميگرفتم
از اين سكوت و سكون و تنهايی*
*علیرضا روشن
::
یکشنبه
1390/09/27 - کرم کتاب
امروز به نقش بی بدیل پدیده های سطحی در زندگی م پی بردم، این که دو روز جوونی مثل حباب ه٬
نمی ارزه به یک دم جــــــــــــــــدایی...
::
یکشنبه
1390/09/27 - کرم کتاب
دل م گاهی این همه آرامش را نمی خواهد، دل م لک زده برای آن چند ساعت خوشی بی دغدغه الواتی های دو نفره مان!
باید حال و هوای م را اساسی عوض کنم!
::
دوشنبه
1390/09/21 - کرم کتاب
عشق من! من چای می ريزم، تو پنجره را ببند.
::
یکشنبه
1390/09/20 - کرم کتاب
::
یکشنبه
1390/09/13 - کرم کتاب
تو را به جای همه زنانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران
و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می شود،
برای خاطر نخستین گل ها
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی رماندشان
تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه زنانی که دوست نمی دارم دوست می دارم.
جز تو ، که مرا منعکس تواند کرد؟من خود،خویشتن را بس
اندک می بینم.
بی تو جز گستره بی کرانه نمی بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آینه خویش گذشتن نتوانستم
می بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش می برند.
تو را دوست می دارم
برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست
تو را برای خاطر سلامت
به رغم همه آن چیزها
که به جز وهمی نیست دوست می دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دارم
تو می پنداری که شکی ،حال آنکه به جز دلیلی نیست
تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می رود
بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.
ترجمه احمدشاملو
::
شنبه
1390/09/12 - کرم کتاب
هست
نیست
هست
نیست
بشمار و دانه بگیر
هست
نیست
هست
نیست
تا استخارهی ِ تسبیح ِ بودن و نبودن
به هست ختم شود
یا به نیست
اندیشه مکن
و دانه بگیر
هست
نیست
هست
نیست
دانه بگیر
جز این
چارهای
نیست*
*علیرضا روشن
::
شنبه
1390/09/12 - کرم کتاب
بعضی خبرها خیلی زیاد تکان دهنده اند.
ذهن م از صبح درگیر یکی از این خبرهاست!
::
دوشنبه
1390/09/07 - کرم کتاب
پشت چیزهای ساده پنهان میشوم که پیدایم کنی.*
*یانیس ریتسوس
::
یکشنبه
1390/08/22 - کرم کتاب
امروز 11.11.11 است!
روز من!
روز تولد من!
بيست و نه ساله شدم!
::
جمعه
1390/08/20 - کرم کتاب
مرور پست ها
ی قبل
ی مثل ديدن عكس ها
ی آلبوم قديم
ی م
ی ماند؛ روح را تازه و خنك م
ی كند.
پ.ن: به 29 سالگی ام سلام می كنم!
::
چهارشنبه
1390/08/18 - کرم کتاب
ديدن پيام تبريك تولد
ی كه يك دوست پيشاپيش از ارتفاعات هيماليا م
ی فرسته، م
ی تونه يك روز حوصله سر بر را به يك روز شاد تبديل كنه!
::
سه شنبه
1390/08/17 - کرم کتاب
براساس محاسبات ریاضی، حجم کل اطلاعات اینترنت به سبکی یک توتفرنگی بزرگ است!
این اندازهگیری با تقلید از شیوه یک ریاضیدان به دست آمده
که اخیرا با محاسبه انرژی حاصل شده توسط الکترونها در زمان ذخیره اطلاعات و
وزن این انرژی، به این نتیجه رسیده بود که خوانندگان کتابهای الکترونیکی
به مرور وزن کسب میکنند.
جالب تر این که با وجود این وزن کلی 50 گرمی، اطلاعات واقعی درون اینترنت از وزنی کمتر از یک ذره غبار برخوردار است.
براساس
این محاسبه، عدد 50 گرم، وزن تمام الکترونهای موجود در الکتریسیته برای
به کار انداختن اینترنت برای حدود 75 تا 100 میلیون سرور پشتیبانی اینترنت
بوده و رایانههای خانگی جزو آن نیستند.
کل این میزان به اندازه حدود 40 میلیارد وات است که وزنی معادل یک توتفرنگی درشت دارد.
حتی اگر بخواهیم تمام رایانههای خانگی را نیز به این میزان بیفزایم، وزن آنها به سختی از سه توتفرنگی فراتر خواهد رفت.
وزن
دادههای ذخیره شده در اینترنت حتی بسیار کمتر است. تعیین کمیت میزان
داده موجود در اینترنت بسیار مشکل بوده و شبکه Vsauce از برآورد
اریکاشمیت در یک تاریخ خاص استفاده کرده است.
بنا به برآورد اشمیت، پنج میلیون ترابایت اطلاعات در اینترنت وجود داشته که سهم گوگل از آن تنها 0.04 درصد است.
به تخمین شبکه Vsauce، وزن کلی دادهها بر این اساس، 0.02 میلیونیوم یک اونس است.
::
یکشنبه
1390/08/15 - کرم کتاب
وقتي چند ده هزار نفر يك پارچه فحش خواهر و مادر مي دهند، خب حالا دو نفر هم بيايند و انگشت ... بكنند، عيب داره؟!
به نظر مي آيد كه خانه از پاي بست ويران است، آن جا را درست كنيد.
پ.ن: من به هيچ عنوان اقدام شادي شيث رضايي و محمد نصرتي را تاييد نمي كنم.
::
شنبه
1390/08/14 - کرم کتاب
Ten years ago we had Steve Jobs, Bob Hope and Johnny Cash
Now we have no Jobs, no Hope and no Cash
::
چهارشنبه
1390/08/11 - کرم کتاب