امیدی ندارم.
ایمانی ندارم.
فکر میکنم آزادِ آزادم.
پ.ن(۱): از پالایشگاه تهرانِ ۱۳۸۳ تا انرژی اتمیِ ۱۳۸۷...فقط چهار سال! یک عـــــــــــــمر!
هزار خواهش و آیا
هزار پرسش و امّا
هزار چون و هزاران چرای بیزیرا
هزار بود و نبود
هزار شاید و باید
هزار باد و مباد
هزار کار نکرده
هزار کاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار بار همیشه
هزار بار هنوز ...
مگر تو ای همه هرگز
مگر تو ای همه هیچ
مگر تو نقطهی پایان
بر این هزار خط ناتمام بگذاری
مگر تو ای دم آخر
در این میانه تو
سنگ تمام بگذاری.*
*قیصر امینپور
* بعضیها را نمیشود حتی دو هفته هم تحمل کرد٬ بالاخره خلاص شدم!
* چرا همیشه خودت پیشبینی میکنی٬ خودت هم پیشگوییهات را باور میکنی؟!
* آدمهای خیالاتی بهتر با واقعیتها کنار میان.
* فهمیدهام اگر عینک بزنم٬ دیده نمیشوم!
* همیشه پای یک زن در میان است.
* دل دادهام بر باد ، بر هر چه باداباد...