زیاد خواندن شرط نیست بلکه خوب خواندن و خوب عمل کردن...(مارتین لوتر) . . . کلمات عوض نمیشوند، اما کتابها همیشه در حال تغییرند. عوالم مختلف پیوسته تغییر میکنند، افراد عوض میشوند، کتابی را در وقت مناسبی پیدا میکنند و آن کتاب جوابگوی چیزیست؛ نیازی، آرزویی.(پل استر) . . . من وقتی چیزی میخوانم٬ در واقع نمیخوانم. جملهای زیبا را به دهان میاندازم و مثل آب نیات میمکم٬ یا مثل لیکور مینوشم٬ تا آنکه اندیشه٬ مثل الکل٬ در وجود من حل شود٬ تا در دلم نفوذ کند و در رگهایم جاری شود و به ریشهی هر گلبول خونی برسد. (تنهایی پر هیاهو- بهومیل هرابال) . . . تصمیم گرفتهام در دنیایی زندگی کنم که کتابها به هزاران باغ تبدیل شدهاند و کودکانی که در آن باغها بازی میکنند و میآموزند راههای اصیل باروری چیزهای سبز را. (لطفن این کتاب را بکارید- ریچارد براتیگان)
نمیدونم این پاییز افسرده طاقت میاره تا به شادی یلدا برسه یا نه؟!
من عاشق اشکهایی هستم که فقط برای چند لحظه به چشم میدوند، اشکهایی که اگر انسان روبرویات به اندازهی کافی بفهمد، دنیایی حرف را از عمق دل به چشم میکشانند و به همان سرعت هم دوباره جذب دل میشوند... من عاشق حرفهایی هستم که فقط چشم میتواند بزند، عاشق چشمهای مرطوبی که اشکهایشان را همه جا و برای همه کس رو نمیکنند. از اینجا