تاریکی٬
خیس با
آوای موجها*
*سانتوکا
از میان تاریکی٬
صدای زنجره ها می آید
و حادثه ای قریب الوقوع
(۱)
برف
می بارد٬
ردَپای یک گرگ
(۲)
قطره ای مهتاب
مشتی باد
چه صفا دارد گندمزار
(۳)
پلنگ خشمگین
ماه٬
در برکه
صنوبرهای سر به آسمان ساییده٬
سرخیِ تیز شفق
دسته ی کلاغ های هراسان