دیکتاتور به مرگ سلام کرد


خبر فوری آخر هفته مرگ سرهنگ زورگوی لیبی بود، عکس‌های جنجال از دستگیری تا مرگ، صحنه های خونین و چندش‌آور از لحظه ترس‌ناک مرگ برای کسی که روی خودش خیلی حساب می کرد.

قذافی باورش نمی‌شد که در حال مرگ یا حتا نزدیک به مرگ است، دست‌ش را بر صورت‌ش کشید تا باور کند که تیری خورده و خون‌ریزی دارد! دیکتاتور لیبی بیش از چهل سال حکم ‌راند و فرمان داد. برای یادگاری، اجساد مخالفان دهه 80 را هم نگه‌داشت! مخالفان را موش صحرایی نامید و آخر هم در لوله فاضلاب به دام افتاد و مرد. تمام شد! همین.

تاریخ تکراری‌ست. تکرار می‌شود و فراموش می‌شود...
اما تنها احساس من تاسف است، متاسف‌م، متاسف‌م برای او و برای آن‌هایی که مرگ برای‌شان خیلی کم است!

عجالتن چای می‌خوریم


"تو را می‌خواهم"
در این جمله اندوهی‌ست
اندوه نداشتن‌ت

---

خسته‌گی را آغوش تو در می‌کند
وقتی نیستی
عجالتن چای می‌خوریم
چه کنیم؟

---

عطر تو در هواست
می‌آیی
یا رفته‌ای؟

---

من
از دست دادن را
به‌دست آورده‌ام

---

درد یکی‌ست
بیمار بسیار*
* کتاب نیست- علی‌رضا روشن

I'm a turtle, wherever I go I carry "home" on my back.
Gloria Anzaldua

هنوز هم بوی ماه مهر می‌آید



دل‌م برای گذراندن وقت خالی بین کلاس‌ها، در کتاب‌فروشی‌های انقلاب تنگ شده!

در‌جستجوی‌زمان‌از‌دست‌رفته،          در        جست        ‌و          جوی        ...


با خود گفتم که زندگی اجتماعی آدم، همانند کارگاه یک هنرمند، پر از خرده طرح‌های رها شده‌ای است که او کوتاه زمانی پنداشته بود بتواند نیاز خود به عشقی بزرگ را در آن‌ها ثبت کند، اما به فکرم نرسید که گاهی، اگر طرح چندان قدیمی نباشد، می‌شود دوباره بر آن کار کرد و از آن اثری یک سره متفاوت، و شاید حتی مهم‌تر از آنی ساخت که در آغاز در نظر بود.*
*در جستجوی زمان از دست رفته- طرف گرمانت 1و2 (جلد سوم)- مارسل پروست


معنی واژه های دختر و پسر

معنی واژه های دختر و پسر برگرفته از ایران باستان مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد .مرگ نیز با مرد هم ریشه است. زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است .

به نوشته البرزنیوز، دُختر از ریشه « دوغ » است که در میان مردمان آریایی به معنی« شیر « بوده و ریشه واژه‌ی دختر « دوغ دَر » بوده به معنی « شیر دوش » زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود .

به daughter در انگلیسی توجه کنید. واژه daughter نیز همین دختر است gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و « خ » گفته می شده. در اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوی دوخت آمده است.

دوغ‌در در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد.

اما پسر ، « پوسْتْ دَر » بوده . کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنین نامیده شدند. پوست در، به پسر تبدیل شده است .در پارسی باستان puthar پوثرَ و در پهلوی پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است

در بسیاری از گویشهای کردی از جمله کردی فهلوی ( فَیلی ) هنوز پسوند « دَر » به کار می رود . مانند « نان دَر » که به معنی « کسی است که وظیفه‌ی غذا دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد .»

حرف « پـِ » در « پدر » از پاییدن است . پدر یعنی پاینده کسی که می‌پاید . کسی که مراقب خانواده‌اش است و آنان را می‌پاید .پدر در اصل پایدر یا پادر بوده است. جالب است که تلفظ « فادر » در انگلیسی بیشتر به « پادَر » شبیه است تا تلفظ «پدر» !

خواهر ( خواهَر ) از ریشه «خواه » است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن است. خواه + ــَر یا ــار . در اوستا خواهر به صورت خْـوَنگْهَر آمده است .

بَرادر نیز در اصل بَرا + در است . یعنی کسی که برای ما کار انجام می‌دهد. یعنی کار انجام‌دهنده برای ما و برای آسایش ما .

« مادر » یعنی « پدید آورنده‌ی ما » .
منبع: البرزنیوز


Freedom to kill, freedom to rob, freedom o defraud, no longer belong to individuals, though they still belong to great states and are exercised by them in the name of PATRIOTISM!


هفت سال گذشت...



سلام
سلام بر عشق و آزادی،

سلام بر آگاهی و عدالت...

بسی خنده کردیم.