هیچ راز و رمزی اینجا نیست
چند قدم آن طرفتر از کلبه مستراحی بود و درش به شکل فجیعی باز مانده بود. داخل مستراح جلوه یک صورت انسانی را داشت و انگار داشت میگفت: "آن پیرکی که منو ساخته 9745 بار اینجا ریده و حالا مرده و من دیگه نمیخوام کسی دستش به من برسه. اون آدم خوبی بود. منو با عشق و علاقه ساخت. تنهام بذار. من حالا یادگار اون ما تحت نازنینیام که کلکش کنده شده. هیچ راز و رمزی اینجا نیست. برای همینه که در بازه. اگه ریدنت گرفته، مثل گوزنها برو لای بوتهها*".
*صید قزل آلا در آمریکا-ریچارد براتیگان
زیاد خواندن شرط نیست بلکه خوب خواندن و خوب عمل کردن...(مارتین لوتر)